مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

279

ميراث حديث شيعه

حضرت بىنياز بناليد وگفت : الهى « 1 » بيست سال بندگى حضرت تو كردم . بعد از آن بيست سال ديگر است كه دواعي نفْس وهوا و « 2 » اغواى « 3 » شيطان ، عنان اختيار من از دست توفيق ربوده‌اند واز ذروهء درجات طاعت در حضيض « 4 » حرمان ومخالفت انداخته واكنون ندانم كه اگر عنان نفس از راه خلاف بازكشم ، شايستهء خلعت قبول گردم يا نى ؟ از ملأ أعلى ندايى شنيد كه : « أحببتنا فأحببناك ، وتركتنا فتركناك ، وعصيتنا فأمهلناك ، فإن رجعتَ إلينا قبلناك » « 5 » يعنى لاف محبّت ما زدى ، سكّهء محبّت تو در ميان آسمانيان زديم . پس ترك ملازمت درگاه ما كردى ، تو را در غرقاب جهالت رها كرديم . پس مَركب مراد در ميادين ضلالت به جولان درآوردى ، زمام مهلت تو را فروگذاشتيم . پس اگر به درگاه كرَم ما بازگردى ، وجود تو را « 6 » به خلعت توبه ، مزّين گردانيم ونام تو را در ديوان مقبولان ، ثبت فرماييم ومنشور محبّت تو را در مجلس روحانيان بخوانيم كه « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » « 7 » . نظم بنده همان به كه ز « 8 » تقصير خويش * عذر به درگاه خدا آورد إلهي لئن جلّت وجمّت خطيئتي * فعفوك عن ذنبي أجلّ وأوسع اى سعادتمند ! چون دانستى كه توبه عبارت است از ترك گناه ، بدان كه گناه ، عبارت است از هرچه مخالفت امر حق « 9 » باشد از فعل وترك ، ومخالفت حقْ سمّى است كه در روح ايمان ، سرايت مىكند وبه آلام نار جحيم مىكشد وبه هلاك ابدى وخسران سرمدي مخالف مىانجامد . پس تدارك سمّ خلاف به ترياق توبه در ايّام مهلت وأوان فرصت كه ممكن التدارك است ، از واجبات بايد شمردن واز اين جهت

--> ( 1 ) . ف : خداوندا . ( 2 ) . ف : - و . ( 3 ) . ف : أغواه . ( 4 ) . م : مضيق . ( 5 ) . در مآخذ حديثي نيافتيم . ( 6 ) . ف : - تو را . ( 7 ) . سورهء بقره ، آيهء 222 . ( 8 ) . ف : به . ( 9 ) . ف : مخالف امر پروردگار .